حمد الله مستوفي قزويني

150

تاريخ گزيده

رسيد ، در حق او [ فرمود : * ( « مزق الله ملكه كما مزق كتابى » ] [ 1 ] . ) * بدين سبب ملك او بر افتاد و ديگر تخمهء او از پادشاهى تمتع نيافتند . ديگر هم در سال ششم صلاة استسقا فرمود . در سال هفتم به ماه محرم فتح خيبر فرمود و آن هفت قلعه بود درهم . امير المؤمنين على ، كرم الله وجهه ، بيك روز سه قلعه : ناعم ، قموص و شق مسخر گردانيد و با قلاع [ 2 ] وطيح ، سلالم ، ظفر ، نطاة بنيمه مال صلح كرد تا قلعه بردارند و بيرون روند و مرديها كه مرتضى على در استخلاص اين قلاع فرمود ، در عبارت نگنجد . ديگر بعد از فتح خيبر ، عزيمت استخلاص فدك فرمود و بى جنگ به صلح مسخر گشت و آن را خاص خود گردانيد . بر ظاهر آن پيغمبر را عليه السلام ، زينب بنت حارث يهودى ، در بزغالهء بريان ، زهر داد . بزغاله با او بسخن آمد كه از من مخور مسمومم . پيغمبر از زينب پرسيد كه چرا چنين كردى ؟ گفت انديشيدم كه اگر پيغمبرى ، بنور نبوت دريابى و ترا زيان نكند و اگر پادشاهى ، مردم از دست تو برهند . پيغمبر او را عفو كرد . بشر بن براء از آن خورده بود ، بدان در گذشت . ديگر از فدك ، عزم وادى القرى كرد و آن را محصور گردانيد . بعد از هفته‌اى مسخر كرد . ديگر در ماه شعبان ، ام كلثوم بنت رسول الله كه در حبالهء عثمان [ رضي الله عنه ] [ 3 ] بود ، در گذشت . عثمان از فوت او عظيم متألم و متأسف شد . پيغمبر ( ص ) او را نوازش فرمود و گفت اگر دخترى ديگر داشتمى به تو دادمى . ديگر درين سال جهت پيغمبر ( ص ) منبرى ساختند بسه درجه و در زمان [ معاويه ] [ 4 ]

--> [ 1 ] - ق : دعاء بد فرمود چنان كه پيشتر ذكر رفت [ 2 ] - در اسامى قلاع ، در نسخ اختلاف بود مثلا در نسخهء ب ، ف به صورت كتيبه و در چهار نسخه به صورت « ظفر » آمد ، در كتاب يعقوبى شش قلعه ذكر شده به اين ترتيب : السلالم ، القموص ، النطاة و القصاره ، الشق ، المربطه . در طبرى : ناعم ، قموص . شق ، نطاة ، كتيبه ، وطيح ، سلالم . [ 3 ] - فقط در ، ق [ 4 ] - در نسخهء ق همه جا « معويه » آمده . ف : معاويه عليه ما اوجب